|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلسله راه نشان های شناسائی توابین و تحلیل ظرائف روانشناختی آن به منظور راه یابی استعدادهای آماده
به سمت و سوی توبه و انابه از رهگذر جذابیت قصص و داستان های واقعی ، مفید و موثر:
آنچه که در این تک نگاره بحث می شود:
راه نشان عرفان توابین زمینه توبه را عینی می نماید
نمونه هائی از مردانگی های وجودی فضیل عیاض راهزن
سبب اصلی توبه فضیل عیاض عشق توام با پاکی بود
پاسخ با مردانگی تمام به معنای بلند آیات خداوندی
فضيل سر راه است ، او راه را بر ما مى بندد
اين دزد خطرناك و اين راهزن آلوده توبه كرد !
حلالیت طلبیدن فضیل و بالاتر از تائب شدن عارف شدن فضیل
تحلیلی از نکات درس آموز داستان واقعی فضیل
راه نشان عرفان توابین ،راه شناخت توبه کنندگان را در قالب های داستانِ راستان ذکر می نماید تا راستیِ جریان ، روند الگو گرفتن را تسهیل نماید ، شاید گنهکاری چنان با صداقت ، راه توبه و بازگشت از گناه را جدی بگیرد که خود نیز الگوئی برای دیگران باشد ...
6) توبه ى فضيل عياض
فضيل گرچه در ابتداى كار راهزن بود و همراه با نوچه هاى خود ، راه را بر كاروانها و قافله هاى تجارتى مى بست و اموال آنان را به غارت مى برد ، ولى داراى مروت و همتى بلند بود ، اگر در قافله ها زنى وجود داشت ، كالاى او را نمى برد و كسى كه سرمايه اش اندك بود ، از سرقت مال او چشم مى پوشيد ، و براى آنان كه مال و اموالشان را مى ربود ، دستمايه اى ناچيز باقى مى گذاشت ، در برابر عبادت حق تكبر نداشت ، از نماز و روزه غافل نبود ، سبب توبه اش را چنين گفته اند :
عاشق زنى بود ولى به او دست نمى يافت ، گاه به گاه نزديك ديوار خانه ى آن زن مى رفت و در هوس او گريه مى كرد و ناله مى زد ، شبى قافله اى از آن ناحيه مى گذشت ، در ميان كاروان يكى قرآن مى خواند ، اين آيه به گوش فضيل رسيد :
أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ (حديد ( 57 ) : 16 ) .
آيا براى آنان كه ايمان آورده اند وقت آن نرسيده كه دلهايشان براى ياد خدا خاشع شود ؟
فضيل با شنيدن اين آيه از ديوار فرو افتاد و گفت : خداوندا ! چرا وقت آن شده و بلكه از وقت هم گذشته ، سراسيمه و متحير ، گريان و نالان ، شرمسار و بيقرار ، روى به ويرانه نهاد . جماعتى از كاروانيان در ويرانه بودند ، مى گفتند : بار كنيم و برويم ، يكى گفت الآن وقت رفتن نيست كه فضيل سر راه است ، او راه را بر ما مى بندد و اموالمان را به غارت مى برد ، فضيل فرياد زد كه
اى كاروانيان ! بشارت باد شما را كه اين دزد خطرناك و اين راهزن آلوده توبه كرد !
او پس از توبه همه روز به دنبال صاحبان اموال غارت شده مى رفت و از آنان حلاليت مى طلبيد(تذكرة الاولياء : 79 ) ، او بعد از مدتى از عارفان واقعى شد و به تربيت مردم برخاست و كلماتى حكيمانه از خود به يادگار گذاشت .
آری برخی جریانات راه را به خوبی نشان می دهد در تحلیل کوتاه این داستان واقعی نکات ذیل قابل توجه است :
1ـ نمونه هائی از مردانگی های وجودی فضیل عیاض راهزن با مرامی در عین دزدی و غارت سه چهار شیرین کاری داشت ( 1ـ کاری به کالای زنان نداشت 2ـ کسی که سرمایه اندک داشت با او کاری نداشت 3 ـ در وقت دزدی مقداری هم برای صاحب مال می گذاشت 4ـ در برابر خدا تکبر نداشت نمازش را می خواند و روزه هایش را می گرفت ...)
2ـ سبب اصلی توبه فضیل عیاض نکوداشت پاکدامنی با وجود عشق شدید به دختر دلخواه خود. و گوش دل سپردن به آیات قرآن ( آیا وقت آن نرسیده که ....؟! ) و پاسخ واقعی مبنی بر اینکه ( آری از دیر باز وقت آن رسیده بود که دل من به یاد خدا خاشع شود )
3ـ توجه به برخی از آثار شوم گناه دزدی من جمله ترسیده شدن و خوف مردم از ناامنی باعث شد فضیل اعلام کند که دیگر توبه نموده مردم در آسایش باشید و در پی آن اموال غارت شده را سعی می کرد به صاحبان برگرداند.
4ـ کا ر سر دسته دزدان که در حین دزدی هم صفات جوانمردی را فراموش نمی کرد به اینجا رسید که از اهل معرفت شد و به عنوان شخصی که نصایح او تاثیر گذار بود مشهور خاص و عام شد .
ادامه دارد.......) صانعی کرمانی ـ خادم توابین برگ سبزی است تحفه درویش
ضمنا از دوستان و بزرگوارانی که از نمونه های این جریانات تاثیر گذار اطلاع دارند تقاضا می شود
جهت تکمیل را ه نشان های 110 گانه عرفان توابیین ما را مطلع فرمایند .
"در راستای فعالیت های دفتر پژوهشی طرح مشاوره بنیادین و دین درمانی جوانان "
|