تبليغاتX
طرح اخلاقی عرفانی توابین ( فضیل عیاض) - راه نشان عرفان توابین (5)
امام زمان علیه السلام : خدایا ...به جوانان با توبه و انابه تفضل فرما

بسم الله الرحمن الرحیم

سلسله راه نشان های شناسائی توابین و تحلیل ظرائف روانشناختی آن به منظور  راه یابی استعدادهای آماده به سمت و سوی توبه و انابه 

 از رهگذر جذابیت قصص و داستان های واقعی ، مفید و موثر:

آنچه که در این تک نگاره بحث می شود:

راه نشان عرفان توابین زمینه توبه را عینی می نماید

پیامبر صل الله علیه و آله فرمودند : جوان ، سبب گريه ات چيست ؟

مقایسه های در س آموز پیامبر صلی الله علیه و آله

آخرین مقایسه و اعتراف عملی جوان به عظمت الهی

اعترافی تکان دهند ه و طرد از درگاه پیامبر رحمت

 صدايى شنيدم كه گفت : اى جوان ! واى بر تو از مالك روز قيامت !

نزول دو آیه الهی در قبولی توبه گنهکاری با گناه عجیب و غریب

تحلیلی از نکات داستان واقعی و تاریخی جوان گنهکار

راه نشان عرفان توابین ،راه شناخت توبه کنندگان را در قالب های داستانِ راستان ذکر می نماید تا راستیِ جریان ، روند  الگو  گرفتن  را تسهیل نماید ، شاید گنهکاری چنان با صداقت ، راه توبه و بازگشت از گناه را جدی بگیرد که خود نیز الگوئی برای دیگران باشد ...

5) توبه ى مرد نبّاش

معاذ بن جبل در حال گريه بر رسول خدا وارد شد ، به حضرت سلام كرد و جواب شنيد ، پيامبر عزيز به او فرمودند : سبب گريه ات چيست ؟ عرضه داشت : جوانى خوش سيما كنار در مسجد ايستاده و هم چون مادر داغديده بر حال خود مى گريد ، علاقه دارد شما را زيارت كند ، فرمودند : او را به داخل مسجد راهنمايى كن . وارد مسجد شد ، به رسول حق سلام كرد ، حضرت سلامش را پاسخ دادند و فرمودند : جوان ، سبب گريه ات چيست ؟ عرضه داشت : چرا گريه نكنم در حالى كه مرتكب گناهانى شده ام كه خداوند اگر به بعضى از آنها مرا بگيرد به آتش جهنم دراندازد ، عقيده ام اين است كه دچار عقاب گناهم خواهم شد و خداوند هرگز مرا نمى بخشد .

1

پيامبر فرمودند : آيا دچار شرك به خداوند بوده اى ؟ گفت : از شرك به خداوند پناه مى برم ، فرمودند : نفس محترمى را كشته اى ؟ گفت : نه ، فرمودند : خداوند گناهت را مى بخشد گرچه به اندازه ى كوههاى پابرجا باشد . گفت : گناه من از كوههاى پا برجا بزرگتر است ، فرمودند : خداوند گناهت را مى بخشد اگرچه به اندازه ى زمين هاى هفتگانه و درياها و ريگ ها و اشجارش و همه ى آنچه در آن است باشد و بدون ترديد گناهت را مى بخشد اگر چه مانند آسمانها و ستارگانش و مانند عرش و كرسى باشد ! عرضه داشت : از همه ى اينها بزرگتر است ! پيامبر غضبناك به او نظر كرد و   فرمودند : واى بر تو اى جوان ! گناه تو بزرگتر است يا پروردگارت ؟ جوان به سجده افتاد و گفت : پروردگارم منزه است ، چيزى از او بزرگتر نيست يا رسول الله ، خداى من از هر عظيمى عظيم تر است ، حضرت فرمودند : آيا گناه بزرگ را جز خداى بزرگ مى آمرزد ؟ جوان گفت : نه به خدا قسم يا رسول الله ، سپس ساكت شد . پيامبر به او فرمودند : واى بر تو اى جوان ! آيا مرا از يكى از گناهانت خبر نمى دهى ؟ گفت : چرا ، من هفت سال قبرها را مى شكافتم ، اموات را بيرون مى آوردم و كفن آنها را مى بردم !

دخترى از طايفه ى انصار از دنيا رفت ، او را دفن كردند و برگشتند ، به هنگام شب كنار قبرش رفتم ، او را بيرون آورده و كفنش را برداشته و وى را عريان كنار قبر رها كردم ، به وقت بازگشت شيطان مرا وسوسه كرد ، او را در برابر ديده ى شهوتم جلوه داد ، اين وسوسه نسبت به بدن و زيبايى او در سينه ى من ادامه پيدا كرد تا جايى كه عنان نفس از دست رفت ، به جانب او برگشتم و كارى كه نبايد انجام بدهم از من سر زد !

گويى صدايى شنيدم كه گفت : اى جوان ! واى بر تو از مالك روز قيامت ! روزى كه مرا و تو را در پيشگاه او قرار مى دهند ، مرا در ميان اموات عريان گذاشتى ، از قبرم بيرون آوردى ، كفنم را بردى و مرا به حالت جنابت واگذاشتى تا به اين صورت وارد محشر شوم ، واى بر تو از آتش جهنم !

2

3

پيامبر فرياد زدند : از من دور شو اى فاسق ، مى ترسم به آتش تو بسوزم ! چه اندازه به آتش جهنم نزديكى ؟! از مسجد بيرون آمد ، زاد و توشه اى تهيه كرد ، به جانب كوههاى بيرون شهر رفت ، در حالى كه لباسى خشن به تن داشت و دو دست خود را به گردن بسته بود ، فرياد مى كرد : خداوندا ! اين بنده ى تو بهلول است ، دست بسته در برابر تو قرار دارد . پروردگارا ! تو مرا مى شناسى ، خطايم را مى دانى ، من امروز از كاروان نادمان هستم ، براى توبه نزد پيامبرت رفتم ولى مرا از خود راند و به ترس و وحشتم افزود ، تو را به اسم و جلال و بزرگى سلطنتت قسم مى دهم كه نااميدم مفرما ، اى آقاى من ! دعايم را نابود مكن ، از رحمتت مرا مأيوس منما . مناجات و دعا و گريه و زارى او چهل شبانه روز طول كشيد ، درندگان و وحوش بيابان به گريه اش گريستند ! چون به پايان چهل شبانه روز رسيد ، دو دستش را به جانب حق برداشت و عرضه داشت : الهى ! اگر دعايم را مستجاب و گناهم را بخشيده اى به پيامبرت خبر ده ، اگر دعايم را مستجاب نكرده اى و گناهم را نبخشيده اى و قصد عقوبت مرا دارى ، آتشى بفرست تا مرا بسوزاند ، يا به عقوبتى مبتلايم كن تا هلاكم گرداند ، در هر صورت مرا از رسوايى روز قيامت خلاص كن . در اين هنگام اين آيه نازل شد :  وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَمَن يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ وَلَمْ يُصِرُّوا عَلَى مَا فَعَلُوا وَهُمْ يَعْلَمُونَ  ( آل عمران ( 3 ) : 135 .) .  و كسانى كه هرگاه كار بدى از ايشان سر زند يا ستمى بر نفس خود كنند ، خدا را به ياد آرند و براى گناهانشان درخواست مغفرت كنند ، و كسى گناه بندگان را جز خدا نيامرزد ، و اصرار به آنچه كه انجام دادند نورزند و حال اينكه به زشتى معصيت آگاهى دارند .   أُولئِكَ جَزَاؤُهُم مَغْفِرَةٌ مِن رَبِّهِمْ وَجَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الاَْنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ (آل عمران ( 3 ) : 136 .) .

3

پاداش عمل ايشان مغفرت و بهشت هايى است كه از زير درختان آنها نهرها جارى است ، در آن بهشت ها جاويد و ابدى هستند ، و چه نيكوست پاداش عمل كنندگان به برنامه هاى الهى .

پس از نزول اين دو آيه پيامبر بيرون آمدند و در حالى كه لبخند به لب داشتند دو آيه را مى خواندند و مى فرمودند : چه كسى مرا به آن جوان تائب مى رساند ؟ معاذ بن جبل گفت : يا رسول الله ! به ما خبر رسيده كه اين جوان در كوههاى بيرون مدينه است ، رسول خدا با اصحابش تا كنار كوه رفتند ، چون از او خبرى نيافتند ، به طلب او به بالاى كوه صعود نمودند ، او را بين دو سنگ ديدند ، دو دستش را به گردن بسته ، رويش از شدت تابش آفتاب سياه شده ، پلك چشمش از كثرت گريه افتاده و مى گويد : آقاى من ! خلقت مرا نيكو قرار دادى ، صورتم را زيبا ساختى ، نمى دانم نسبت به من چه اراده اى دارى ، آيا مرا در آتش جهنم مى سوزانى يا در جوار رحمتت جاى مى دهى ؟ پروردگارا ! خداوندا ! احسان تو به من بسيار رسيده ، بر اين عبد ناچيز نعمت عنايت كردى ، نمى دانم عاقبت كارم به كجا مى رسد ، به بهشت هدايتم مى كنى يا به جهنم مى برى ؟ خداوندا ! گناهم از آسمانها و زمين ، و از كرسى وسيع و عرش عظيمت بزرگتر است ، نمى دانم گناهم را مى بخشى يا در قيامت به رسوايى و ننگم مى برى ؟ دايم مى گفت و گريه مى كرد و خاك بر سر مى ريخت ، حيوانات دورش را گرفته بودند ، طيور بالاى سرش صف كشيده بودند و به گريه اش مى گريستند . رسول حق به او نزديك شد ، دستش را از گردنش باز كرد ، خاك از چهره اش پاك نمود ، و فرمودند : اى بهلول ! تو را بشارت باد كه آزاد شده ى خدا از آتش جهنمى ، سپس رو به اصحاب كردند و فرمودند : به گونه اى كه بهلول به تدارك گناه برخاست ، به تدارك گناه برخيزيد ، سپس دو آيه را تلاوت فرمودند و بهلول را به بهشت بشارت داد.

4

آری  برخی جریانات راه را به خوبی نشان می دهد  در تحلیل کوتاه این داستان واقعی نکات ذیل قابل توجه است :

1ـ معا ذ بن جبل از توبه و انابه جوان گنهکار به شدت متاثر و گریان شده بود

 

معلوم می شود دیدن انسان های تائب تاثیر مثبت روحی دارد.

   پیامبر صلی الله علیه و آله وجه گریه را ریشه یابی نمودند و توبه و انابه شدید را در بخشیده شدن هر گناهی به جز شرک به خدا و قتل را موثر دانستند. و تا حد بسیار زیاد امید به بخشودگی را در وجود جوان تائب ایجاد نمودند .

3ـ مقایسه های در س آموز پیامبر صلی الله علیه و آله  در باره کم و کیف گناهان  و تبیین راه توبه  و انابه

  آخرین مقایسه و اعتراف عملی جوان به عظمت الهی "واى بر تو اى جوان ! گناه تو بزرگتر است يا پروردگارت ؟ جوان به سجده افتاد و گفت : پروردگارم منزه است ، چيزى از او بزرگتر نيست يا رسول الله "

5  ـ  گناهی عظیم و توبه ای عظیم تر در پی طرد نبوی صلی الله علیه و آله  و نزول آیات الهی  مبنی بر پذیرفته شدن توبه و اقعی جوان پشیمان

ادامه دارد.......) صانعی کرمانی ـ خادم طرح

            برگ سبزی است تحفه درویش

ضمنا از دوستان و بزرگوارانی که از نمونه های  این جریانات تاثیر گذار  اطلاع دارند  تقاضا می شود 

جهت تکمیل را ه نشان های 110 گانه  عرفان توابیین ما را مطلع فرمایند .

 

"در راستای فعالیت های دفتر پژوهشی طرح مشاوره بنیادین و دین درمانی جوانان  "

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 12:1  توسط عبد الله صانعی کرمانی  |